الشيخ المفيد ( مترجم : محلاتى )
مقدمهء مترجم 17
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى )
صحيح است ، مفيد گفت : مقصود از « مولى » چيست ؟ قاضى گفت : مقصود اولويت و آقائى است ، مفيد گفت : اگر چنين است پس اين همه اختلافات و دشمنيها ميان شيعه و سنى براى چيست ؟ قاضى گفت : اى برادر اين حديث ( يعنى حديث غدير ) روايت است ( و چيزى است كه نقل شده ) ولى خلافت ابو بكر درايت و امرى مسلم است و مردم عاقل بخاطر روايتى درايت را ترك نميكنند . مفيد از اين سؤال صرف نظر كرده فرمود : چه ميگوئيد : در اين حديث كه پيغمبر بعلى عليه السّلام فرمود : « يا على حربك حربى و سلمك سلمى » ( يعنى جنگ با تو جنگيدن با من است و صلح و سازش با تو صلح با من است ) ؟ قاضى گفت : اين حديث صحيح است ! مفيد گفت : با اين حديث در بارهء اصحاب جمل ( كه با امير المؤمنين جنگ كردند ) چه ميگوئيد و بنا بگفتهء شما بايد كافر باشند ؟ قاضى گفت : اى برادر آنها توبه كردند ، مفيد فرمود : جناب قاضى جنگ جمل درايت و امرى مسلم است ولى توبه كردن آنها روايت و شنيدنى است ، و خود شما لحظهاى پيش گفتى : مردم عاقل بخاطر روايت ترك درايت نمىكنند ؟ ! . قاضى سخت در جواب فروماند و متحير گرديد و نتوانست پاسخى بگويد ، ساعتى سر به زير انداخته آنگاه سر برداشته گفت : تو كيستى ؟ مفيد فرمود : خادم شما محمّد بن محمّد بن نعمان هستم ، قاضى برخاست و دست شيخ مفيد را گرفته بر جاى خود نشانيده به دو گفت : « أنت المفيد حقّا » ( يعنى بحقيقت كه توئى مفيد ) . علماى مجلس از اين رفتار قاضى سخت رنجيده خاطر شده و همهمه در ميانشان افتاد ، قاضى رو به آنها كرده گفت : اى فضلاء و اى دانشمندان دين اين مرد مرا ملزم و محكوم نمود و من پاسخى ندارم بسؤال او بدهم اگر شما پاسخى داريد بگوئيد تا از آنجائى كه نشسته برخيزد و بجاى خويش بنشيند ؟ ! كسى نتوانست پاسخ او را بدهد . اين خبر كه به گوش عضد الدولهء ديلمى رسيد مفيد را خواسته و جريان را از او پرسيد ، سپس دستور داد مرا مركوبى مخصوص باقلادهء زرين و جبّه و دستارى نيكو و صد دينار اشرفى و يك بنده به دو دادند و براى هر روزه ده من نان و پنج من گوشت براى منزل مفيد حواله داد « 1 » . 3 - مقام علمى و شخصيت مفيد از نظر دانشمندان شيعه و سنى : مفيد يكى از دانشمندان نامى شيعه و مفاخر عالم اسلام است ، و داراى خصوصياتى است كه
--> ( 1 ) مجالس المؤمنين مجلس پنجم ص 200 - 201 .